جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2106
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
قوميت ، به نظر اينان ، همان چيزى است كه به آنها سود برساند . براى اينها اهميتى ندارد در صورتى كه منافعشان محفوظ باشد ، تن به استعمار دهند و وطنفروشى كنند . از آنجا كه روش يكى است و تجزيه برادر نيست ، چه مانعى دارد كه محتكرين و زمينخواران ، با بيگانگان همدست شوند و به كمك يكديگر مملكت را غارت و برادرانه ميان خود تقسيم كنند . هدف در هر دو حالت ، جمع ثروت و حفظ قدرت است كه خوشبختانه از دست نرفته است . به همين جهت است كه مىبينيم وطنفروشانى كه با بيگانگان سروسرى داشتهاند و از آنها كمك و الهام گرفتهاند ، همه جا و همه وقت ، از لحاظ فلسفه قوميت ، تابع فلسفه سفيانى بودهاند . اما مردم روشنفكر و آزاده ، قوميّت را به مفهوم علوى درك نمودهاند اينان در همه جا و همه وقت ، پاسدار وطن بودهاند . كسى كه حاضر نيست هموطن خود را به زنجير بردگى بكشد ، هرگز راضى نمىشود كه بيگانگان ، كليه هموطنانش را به زير يوغ استثمار ببرند . منطقى نيست كه انسان ، تعصب قومى ضد عجمى را ناپسند شمارد و آنگاه به بيگانگان اجازه دهد كه در وطنش رخنه كنند و فرزندان وطن را در جهنم بدبختى و خوارى ، قرار بدهند . كسى كه به حق ديگران تجاوز نمىكند ، حق خودش را نيز در برابر تجاوز ديگران حفظ مىكند . به همين دليل است آنهايى كه با تبعيض ، در ميان هموطنان خود مبارزه كردهاند ، با بيگانگان متجاوز و استعمارگر نيز به دشمنى برخاستهاند . « لويى شانزدهم » نوعى تعصب قومى فرانسوى عليه آلمان داشت . لكن همين مرد ، وقتى كه احساس كرد كه منافع شخصى و خانوادگيش در خطر است از سپاهيان آلمان دعوت كرد تا به مردم فرانسه حمله